رضا شاه، بزرگترين ايرانی سده بيستم
داریوش همایون

سده بيستم گذشت و ما نتوانستيم بزرگترين ايرانی آن سده را برگزينيم. در خود ايران جای آن نبود و در بيرون ايران بر چه میشد همرائی کرد که در آن باره بتوان به توافقی رسيد. مانند هر موضوع مهم ديگری در سياست و تاريخ، به نظر میرسد که در اينجا نيز میبايد منتظر زوال قطعی گفتمان نسلسوم جامعه نوين ايران، جامعهای که در سده بيستم تحول يافت، و برآمدن نسلچهارم بود. نسلسوم، نسل انقلاب اسلامی، در هردو سوی طيف انقلابی و ضد انقلابی، جز استثناها، رويهمرفته در گذشته مانده است و ماموريتی بالاتر از بازگوئی و کوشش برای باززيستن آن نمیشناسد. اما آن گذشته تا انقلاب اسلامی اوج گرفت و در پارگين حکومت اسلامی فرو رفت و نه شايسته اينهمه بازگوئی است (پژوهش چيز ديگری است) نه میبايد در آن ماند و نه ارزش باز زيستن دارد.
چرا تعيين بزرگترين ايرانی سده بيستم چنان اهميتی دارد که ...
ادامه مطلب
محمدعلی فروغی و نهاد پادشاهی
هنگامی که فروغی معلم احمدشاه شد، با شناخت علمی دريافت که از اين قضيه هيچ معادلهی دوستی و سازندگی بر نخواهد خاست. و پیبرد که نظم و اقتدار سرباز روستایی و ميهنپرستی چون رضاخان در برانداختن قاجارها و تاسيس و اجرای يک مشروطيت ملی، کارسازتر خواهد افتاد. او با وجود شناخت کافی از فلسفه و تاريخ مغرب زمين و انديشهی جمهوريت که با انقلاب فرانسه در اروپا ترويج يافته بود، نهادِ پادشاهی را به عنوان روبنای نظام سياسی ايران کارآمدتر و ايرانیتر تشخيص داد. امروز قاضی تاريخ با وجود نقصهای سياسی مشروطهی پهلوی اول به رای منصف اسناد نوشتاری، شفاهی، سياسی و فرهنگی، برای تشخيص او به نسبت اعتبار علمی و تاريخی قائل است. فروغی بر خلاف آنچه بعضیها زير لب میگويند، پادشاهی را نه برای پادشاه که برای جمهور میخواست. با اينکه نه شيفتهی سنن درباری بود نه مقلد افکار جمهوری ولی هر دو را در جايگاه طبيعی خودشان مفيد و لازم میدانست. شناخت و دريافت فروغی از مشروطيت را بايد در اين قالب دوستی ميان حکومت جمهور و سلطنت پادشاه جست و جو کرد.
مرحوم فروغی در توضيحاتی که در باب عقايد سياسي ارسطو و سه شکل ممکن و مقبول حکومت از ديد آن فيلسوف، در کتاب "سير حکمت در اروپا " ارائه داده است، چنين میگويد:
"شکل حکومت در هئيتهاي اجتماع به اختلاف مقتضيات محلي از احوال مردم و اوضاع جغرافيائي و غيرها مختلف میشود. اساسا چون دولت مجموعهايست از ...
ادامه مطلب
از بیاناتِ رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیتالله روحالله خمینی:
شاه و ملیگراها
تا حالا ما گرفتار لافها و گزافهای محمدرضاخان بوديم به صورت شاهنشاهی، اعليحضرتی، آريامهری، حالا گرفتار مليت و آزادی و اين حرفها هستيم، سرقبر دكتر مصدق برويم و عرض كنم از اين حرفها. ما نه آنها را باور كرديم، نه اينها را باور میكنيم. ما خوش باور نيستيم، چه كنيم. ما میبينيم همان بساطی كه در زمان محمدرضا خان، شاه سابق بود حالا همان دارد اجرا میشود... آنوقت غارت میكردند، حالا هم غارت میكنند، ... زورشان نمیرسد حالا، ديگر مردم اعتنا به آنها نمیكنند… اسمش شاهنشاهی ميشود، اين مليت و جمهوری دموكراتيک و اين حرفها. اينها با اسلام بد هستند… برای اينكه اسلام است كه جلو منافع شخصی ... اسلام است كه نمیگذارد اين گردن كلفتها زندگی اشرافی بكنند، يک زندگی آنجور كه دلشان میخواهد بكنند، اسلام تعديل میكند، اسلام است كه نمیگذارد اجانب بر مسلمين حكومت بكنند، اسلام است كه جلو زور را میگيرد، جلو ديكتاتوری را میگيرد.
صحيفه نور، ج ۴، صفحهی ۲۷۲، تاريخ: 57/11/8

حین خواندن مناظرهی جالبی که بین دستاندرکاران سایتهای درفش کاویانی و دانشکدهی علوم حدیث رخ داده، به مطالبِ جالبی برخوردم که بخشی از آنها را در این پُست مطرح میکنم. به قرار زیر:
درفش کاویانی:
پس از شکست ایرانیان و پیروزی اعراب، علی خطاب به مردم کوفه گفت: «ای مردم کوفه، شما شوکت عجمان (ایرانیان) را از بین بردید.» ( تاریخ طبری- ج ۶ ص ۲۲۰۸)
دانشکدهی علوم حدیث:
دربارهی سخنی که شبههگر به امام علی (علیه السلام) نسبت داده است که امام (علیه السلام) فرمودهاند: «مردم کوفه، شما شوکت عجم را از بین بردید» باید گفت که این سخن سالها پس از جنگهای آغازین مسلمانان با سپاه ساسانی و به نوشتهی طبری در آستانهی جنگ جمل و در سال ۳۶ هجری (تاریخ طبری، چاپ موسسه أعلمی ج 3، ص462 و 502) بیان شده است؛ از این رو هیچ ربطی به خشنودی امام از شکست ایرانیان ندارد؛ زیرا چنانکه بارها تأکید کردهایم سپاه ساسانی بزرگترین مانع برای رسیدن پیام روحبخش اسلام به ایرانیان مظلوم و تحت ستم ساسانیان بود؛ لذا شکست سپاه ساسانی که مدافع حکومتِ ظالم امثال خسروپرویز بود راه را برای هدایت بسیاری از مردم ایران هموار کرد.
در اینجا تأکید میکنیم که مسأله اعتقادات صحیح اسلام و تعالیم حیاتبخش امامان شیعه (علیهم السلام) را باید از عملکرد خلفای ظالم بنیامیه و بنیعباس جدا کرد. عملکرد بنیامیه هیچ ربطی به اسلام ندارد و هیچ مسلمان منصفی از ظلمها و جنایات بنیامیه و بنیعباس حمایت نمیکند. هدف از پاسخ ما به این شبهات نیز تنها و تنها دفاع از حریم مقدس امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) است و نه تأیید ظلمهایی که بنیامیه بر همهی مسلمین از جمله ایرانیان روا داشتند.
بنا بر آنچه گفتیم این سخن امام خطاب به مردم کوفه دعوت از آنان برای مقابله با پیمانشکنان جنگ جمل بود. امام با یادآوری سابقهی آنان در شکست سپاه ساسانی که باعث رهایی ایرانیانی بسیار از یوغ ستم پادشاهان و موبدان زردشتی بود آنان را به حمایت دیگر باره از حقّ دعوت میکند. مراد از عجم در این سخن سپاه ساسانی است و نه ایرانیانی که با اخلاص و از روی میل اسلام را پذیرفتند و سپس خود به عنوان بهترین یاران امامان (علیهم السلام) به یاری آنان همت گماشتند.
خوب به نکاتی که در پاسخ وجود دارد توجه کنید:
پاسخگوی شیعه در یکجا ادعا کرده است که ...
ادامه مطلب
يکبار ديگر جنگ شيعه و سنی
داريوش همايون
در اين دوران صفوی تازه، ايران و منطقه جغرافيائی ما وارد يک مرحله نوين کشمکش شيعه و سنی میشود، با هزينههائی که میتواند به همان سنگينی باشد.
پنج سده پيش صفويان برای شيعی کردن مردم ايران که بيشتری سنی بودند ــ و نه برای دفاع از ايران دربرابر عثمانی که غلط مشهوری است ــ برخاستند و به ضرب شمشير و با بيشترين بيرحمیها از يک سو و ترويج مبتذلترين خرافاتی که در هر مذهبی بتوان يافت از سوی ديگر، در سودای خود کامياب شدند. در دويست ساله صفوی، ايران يک جامعه آخوندی تمام عيار شد و به انحطاطی افتاد که ...
ادامه مطلب
این وبلاگ بهزودی شروع به کار
خواهد کرد - با مطالبی جالب و
داغ !
